ضرورت ‏ها و چالش ‏هاى تغییر پایتخت در ایران (قسمت دوم)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمى دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبایى

2 دانشجوى کارشناسى ارشد برنامه‏ ریزى رفاه اجتماعى دانشگاه علامه طباطبایى

چکیده

محورهاى اصلى موضوع انتقال پایتخت عبارت است از:
1) پایتخت ایران که در تهران قرار گرفته عملاً مرکز تمام فعالیت ها در کشور شده و همچنان براى جذب جمعیت جذابیت دارد. این در حالى است که تهران را مى‏ توان به عنوان محور بعضى از فعالیتها در آینده ـ نظیر آموزش عالى، فناورى پیشرفته و نوین در آینده توسعه داد، ولى باید به تدریج تهران را از مرکزیت عام براى تمام امور کشور خارج کرد. به این منظور مى‏ توان تمرکز رشد سایر مسائل را به خارج از تهران - در شهرهاى گوناگون، یا به یک نقطه جدید ـ منتقل نمود.
2) پایتخت ایران با مشکلات گوناگون - از تردد، حمل و نقل و نحوه دسترسى گرفته تا آلودگى هوا - دست به گریبان است. این مسائل را باید با به کار گرفتن مدیران کارآمد و صرف امکانات گوناگون - نیروى انسانى و تجهیزات و بودجه - حل نمود و یا حداقل تا حدى التیام داد.
3) وضع جغرافیائى ایران به نحوى است که مناطق مختلف آن اقلیم‏ هاى گوناگونى دارند. داشتن کلان شهرى مانند تهران که عملاً مرکز سیاسى، آموزشى، صنعتى، بهداشتى و درمان و تجارى کل کشور باشد، نیاز به جابه‏ جا شدن گروههاى وسیعى از مردم کشور را براى رفت و آمد به تهران - یا استقرار در آن را - به دلیل توسعه فعالیت هایشان الزامى مى ‏کند. به این ترتیب بهتر است چند کلان شهر، به جاى یک کلان شهر عمده، داشته باشیم.
4) وضع تهران از نظر قرارگیرى بیشتر بخشهاى اخیراً توسعه یافته آن در پهنه‏ هاى خطرناک از نظر بلایاى طبیعى - زلزله و حریم گسلهاى فعال، دامنه‏ هاى جنبان و احتمال زمین لغزش، ناپایدارى و فرونشست زمین، خطر سیل و سابقه آن در تهران، مسأله آب، سطحى و زیرزمینى و خشکسالى در بازه‏ هاى چند ساله یا چند ده ساله - ریسک زندگى را در تهران به تدریج بیشتر کرده است.
روند مهاجرت به تهران همچنان مطابق آخرین آمارهاى مرکز آمار ایران ادامه یافته است. نتیجه بخشى از این موضوع، رشد حاشیه ‏نشینى، توسعه ناامنى - به ویژه در حاشیه‏ هاى شهرى و شهرهاى جدید، بزه‏کارى و رشد بیکارى و سایر ناهنجارى‏ ها در تهران بزرگ است. چند فرهنگى در تهران عملاً به جاى رشد فرهنگى شهر تهران، به ناهنجارى‏ هاى فرهنگى تبدیل مى ‏شود.
5) رشد تهران با وضع کنونى، عملاً با تخریب فضاها و بافت با هویت خانه - باغهاى گذشته همراه است. پایتختى که نه هویت امروزین و مدرن داشته باشد و نه هویت دیروزین و گذشته مستند، دیگر عملاً پایتخت کشورى با سابقه تمدنى و فرهنگى همچون ایران نمى‏ تواند باشد.
6) آلودگى هوا در تهران به نحوى است که به ویژه در فصل سرما با تلفات ناپیداى همشهریان خردسال و کهنسال ما و آنها که مشکلات تنفسى دارند، همراه است. این تلفات را ناپیدا نامیدم چراکه بسیارى از کسانى که به این دلیل عمرشان کوتاه مى ‏شود، عملاً نه خودو نه دیگران آنها را در رده تلفات ناشى از آلودگى هوا به حساب نمى ‏آورند.
در مقابل این چالش ‏ها و دلایل مهم دیگرى که براى لزوم توقف رشد تهران، تلاش همزمان براى قابل زیست کردن آن و انتقال تدریجى بخشى از فعالیت ها به بیرون از محدوده استان تهران، و همچنین لزوم یافتن چند گزینه براى پایتخت کاملاً جدید - نه شهرى موجود که در نهایت به سرنوشتى مانند تهران دچار شود - وجود دارد، اشکالات گوناگونى از سوى منتقدان این انتقال مطرح مى‏ شود که عمده آنها عبارتند از:
1) بسیارى از مشکلات تهران جارى وفورى است. فرصتى براى صرف انرژى برروى گزینه ‏هاى دیگر وجود ندارد. هر میزان توان را باید به بهبود همین شرایط موجود در تهران اختصاص داد.
پاسخ: این جمع‏ بندى پس از پایان جنگ تحمیلى در مورد شهر تهران انجام شد و حاصل آن البته ایجاد و توسعه زیر ساخت هاى شهرى و مدرن و همزمان رش دو توسعه بى رویه شهرى، فروش تراکم و مدیریت برمبناى پول و توسعه نامتوازن شهرى شد. ضمناً برآورد نیاز فورى و روزمره همواره با چالش فراموشى برنامه‏ ریزى کلان مواجه است.

عنوان مقاله [English]

The Necessities and Challenges of Capital Change in Iran (Part II)

نویسندگان [English]

  • Gholamreza Latifi 1
  • Alireza Samani 2
1 Member of Faculty, Faculty of Social Sciences, University of Allameh Tabatabaei
2 Graduate Student of Social Welfare Planning, University of Allameh Tabatabaei
چکیده [English]

The capital of Iran, located in Tehran, is virtually the center of all activities in the country and is still attractive to absorb the population. While Tehran can be developed as the focus of some of the future activities, such as higher education and advanced technology in the future, it should be gradually taken out of the position of the general center for all of the country's affairs. To this end, the focus of the growth of other issues can be transferred outside Tehran - in different cities, or at a new point.
 
2) Iran’s capital is facing various problems - from traffic, transportation and access to air pollution. These issues should be solved or at least partly healed by employing efficient managers and utilizing a variety of facilities - human resources and equipment and funds.
 
3) The geographical situation of Iran is such that its different regions have different climates. Having a metropolis like Tehran, which is practically the center of political, educational, industrial, health and medical care and business of the whole country, necessitates the displacement of large groups of people of the country to or from Tehran – or residing in there- for the sake of their activities development. With these conditions, it is better to have a few metropolitan areas, instead of a major metropolis.
4) The situation in Tehran in view of the fact that most of its recently developed parts are located in hazardous areas in terms of natural disasters - earthquakes and the vicinity of active faults, the floating domains and the possibility of landslide, instability and land subsidence, flood risk and its history in Tehran, The issue of surface and underground water and droughts for several decades or more - has gradually increased the risk of life in Tehran.
The process of migration to Tehran has continued according to the latest data of Iran's statistics center. One of this issue’s results is the growth of slum dwelling, insecurity development - especially in the marginal areas of the city and new cities, delinquency and unemployment and other problems in Tehran. Multiculturalism in Tehran turns into cultural problems, instead of cultural development of Tehran.
5) With this condition, Tehran’s growth is practically accompanied by the destruction of spaces and urban fabric with house-garden identity. The Capital that has neither it’s old nor a modern identity, practically loses the qualification of being the Capital to a country with civilization and cultural history of Iran.
6) Air pollution in Tehran is such that, in particular in the cold season, it is associated with the unnoticed loss of life of our young and old countrymen and those with respiratory problems. I called these casualties to be unnoticed, because many of those whose lives are being shortened because of this crisis, neither themselves nor the others count them as casualties due to air pollution.
Along with these challenges and other important reasons for the necessity of stopping the growth of Tehran, the simultaneous attempts to make it possible to live in it and the gradual transfer of part of the activities out of the province of Tehran, as well as the need to find options for a completely new capital - not an existing city that will eventually lead to a fate like Tehran - there are various issues raised by critics of this transfer, main ones of which are:
1) Many problems in Tehran are urgent. There is no time left to spend energy on other options. Any amount of energy should be allocated to improve the current situation in Tehran.
Answer: This summing up was done about the city of Tehran after the end of the war with Iraq, whose consequent was of course the creation and development of urban and modern infrastructure, and simultaneously, unplanned urban development, sale of licenses for building extra floors, and management according to money and imbalanced urban development. What’s more, estimate of urgent and daily needs are always met with the challenge of “forgetting major planning”.
 

الف) کتاب‏ها

1- زارع، گلنار. تهران؛ پایتخت دویست ساله. تهران: یساولى، 1384.

2- غمامى، مجید. مجموعه شهرى تهران: گزیده مطالعات طرح راهبردى توسعه کالبدى. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازى و معمارى ایران، 1383.

3- فرشباف ابریشمى، محمدرضا. پایتخت‏هاى ایران از آغاز تا کنون. تهران: ابریشم ى‏فر، 1386.

4- کیانى، محمدیوسف. پایتخت‏هاى ایران. تهران: سازمان میراث فرهنگى کشور، 1374.

5- میرفتاح، منصوره. زرتشت؛ چهره تابناک ایران باستان. تهران: محمد، 1386.

ب) مقالات در نشریات:

6- اشرفیان، محمدمهدى. انتقال پایتخت؛ جفا به مردم تهران. مردم سالارى، (23 دى 1382): ص9.

7- امکچى، حمیده. انتقال پایتخت از بن به برلین. آبادى، سال 3، ش 9، (تابستان 1372): ص 40-31.

8- امین، سعیده. پایتخت کجا مى‏ رود؟. همشهرى (28 دى 1382): ص 12.

9- جلالى، على‏ اکبر. پایتخت مجازى در انتقال پایتخت از تهران. روزنامه ایران، (14 بهمن 1382): ص 9.

10- رادینا، رامین. تهران پایتخت مى‏ ماند؟. شرق، (14 شهریور 1384): ص 1.

11- شهبازى، داریوش. تهران چگونه پایتخت شد؟. اعتماد ملى، (28 فروردین 1385): ص 9.

12- کمالى، منصور. تجربه موفقى از انتقال پایتخت. روزنامه همبستگى (11 تیر 1383): ص 3.

13- لطیفى، غلامرضا. تهران با انتقال پایتخت، همان تهران خواهد ماند. روزنامه ایران (12 اسفند 1386): ص 6.

14- نوذرپور، على. انتقال پایتخت، تهران را نجات نمى‏ دهد. روزنامه ایران (13 بهمن 1386): ص 6.