تحلیلى بر نظریه مکان مرکزى کریستالر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمى دانشگاه تهران

2 دانشجوى کارشناسى ارشد جغرافیا و برنامه ‏ریزى شهرى

چکیده

نظریه مکان مرکزى از ابداعات والتر کریستالر، جغرافیدان پرآوازه آلمانى است که براى اولین بار در کتاب او با عنوان «مکان‏ هاى مرکزى در جنوب آلمان» چاپ 1933، طرح شده است. نقطه یا مکان مرکزى به مکانى گفته مى‏ شود که کالا و خدمات را در اختیار نواحى حول و حوش خود قرار مى‏ دهد و از این نظر براى مناطق متعددى مرکزیت دارد و منبع مایحتاج آنها به حساب مى‏ آید. در واقع این نظریه در جهت پاسخگویى به علت توزیع فضایى شهرهاو نظام سلسله مراتب بین آنها طرح‏ ریزى شده است و مرکزیت یک مکان با افزایش و کاهش سرویس‏ دهى به آن مکان افزایش و کاهش مى‏ یابد.
در این مقاله ابتدا فرضیات و اصول نظریه کریستالر ارائه شده که براساس فرضیات کریستالر مى ‏توان گفت در این تئورى همه پدیده‏ ها در حالت ایده ‏آل خود قرار گرفته است، چیزى که در حالت واقعى کمتر مى‏ توان آن را یافت. بعد از فرضیات، سلسله مراتب شهرى مورد بررسى قرار گرفته است؛ کریستالر با توجه به مشاهدات خویش در مورد مکان‏ هاى مرکزى جنوب آلمان دریافت که یک نظام سلسله مراتبى در سیستم اقتصادى و ادارى این مکان‏ هاى مرکزى وجود دارد. اعتقاد کریستالر به وجود سلسله مراتب بین مکان‏ هاى مرکزى ناحیه‏ ى جنوبى آلمان، سبب گردید که وى این مکان‏ها را با توجه به میزان جمعیت و درجه مرکزیت آنها طبقه ‏بندى نماید. براساس تئورى مکان‏ هاى مرکزى، توزیع فضایى مکان‏ هاى مرکزى در یک فضاى منظم هندسى بوده که به شکل کثیر الاضلاع‏ هاى قراردادى و متداخل (شش ضلعى) نمایش داده مى‏ شوند. بعد از سلسله مراتب شهرى، مفهوم آستانه و مفهوم حوزه نفوذ کالا و خدمات در نظریه مکان مرکزى، عوامل مؤثر در مراجعه مصرف کنندگان به مکان مرکزى، سنجش فعالیت هاى اقتصادى در نظام سلسله مراتبى و کاربرد مکان‏ هاى مرکزى در برنامه ‏ریزى ناحیه‏ اى مورد بررسى قرار گرفته است و بعد از بررسى این موارد، نظریه کریستالر مورد نقد و بررسى قرار گرفته است و در خاتمه نیز نتیجه‏ گیرى به عمل آمده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Analysis of Chrystaller's Central Place Theory

نویسندگان [English]

  • Hossein Hataminejad 1
  • Rasul Darabkhani 2
1 Member of Faculty, University of Tehran
2 Graduate Student of Geography and Urban Planning
چکیده [English]

The Central Place Theory of Walter Christaller, a well-known German geographer, was first proposed in his 1933 book "Central Places in South Germany". The term central point or place is used to refer to a location that supplies goods and services to its surrounding areas, and is thus central to several areas and the source of their needs. In fact, this theory is designed to respond to the spatial distribution of cities and the systems of hierarchy among them, and the centrality of a site increases and decreases with corresponding increase and decrease in the level of service received by that location.
In this paper, first the hypotheses and principles of the theory of Christaller are presented based on whose assumptions it can be said that in this theory all phenomena are placed in their ideal state, something that can be rarely found in reality. After assumptions, the urban hierarchy has been examined; according to his observations on central locations in southern Germany, Christaller found that there is a hierarchical system in the economic and administrative system of these central locations. His belief in the existence of a hierarchy among the central locations of the southern regions of Germany led him to classify them according to their population and degree of centrality. According to the Central Place Theory, the spatial distribution of central places takes shape in a regular geometric space that is displayed in the form of conventional and overlapping polygons (hexagons). After urban hierarchy, the concept of threshold and the concept of the sphere of influence of goods and services in the Central Location Theory, the factors affecting the return of consumers to the central location, the assessment of economic activities in a hierarchical system and the application of central places in regional planning are examined, and after reviewing these cases, Christaller’s theory has been evaluated, and finally a conclusion has been made.

کلیدواژه‌ها [English]

  • central theory
  • Chrystaller
  • urban hierarchy
  • threshold
  • area of influence
1- بهفروز، فاطمه، تکامل تئورى مکان مرکزى، مجله رشد آموزش جغرافیا، س 1، ش 3، 1364.

2- پاپلى یزدى، محمدحسین و حسین سناجردى، نظریه‏هاى شهر و پیرامون، انتشارات سمت، 1382.

3- تولایى، سیمین، درآمدى بر مبانى جغرافیاى اقتصادى، انتشارات جهاد دانشگاهى، 1375.

4- حسین‏زاده دلیر، کریم، برنامه‏ریزى ناحیه‏اى، انتشارات سمت، 1380.

5- رضوانى، على‏اصغر، روابط متقابل شهر و روستا، نشر ماکان، 1381.

6- شکویى، حسین، دیدگاه­هاى نو در جغرافیاى شهرى، انتشارات سمت، 1373.

7- فرید، یداللّه‏، جغرافیا و شهرشناسى، انتشارات دانشگاه تبریز، 1368.

8-عابدین‏درکوش،سعید،درآمدى‏به‏اقتصادشهرى،مرکزنشردانشگاهى‏تهران،1372.

9- محمودى، على، برنامه‏ریزى فضایى، ماهنامه جهاد، س 10، ش 27، 1369.

10- پیتر، هاگت، جغرافیاى ترکیبى نو (جلد دوم)، ترجمه شاپور گودرزى‏نژاد، تهران، سمت، 1375.

11- Bradford, M.G. and W.A.Kent Human Geography , OUP, 1986.

12- Harvey , Jack , urban Land Economics, Macmillan, 1996.

13- Peter Haggett: analyse Spatial en geographie humanie. Traduction de Hubert Frechou. A. Colin. Paris. 1977.

14- Peil, Margaret With Pius sada, African urban society , Wiley,1984.

15- Yeats. Maurice H. and Barry j. Garner: The North American city, Harper and Row , 1971.